شائو ژنگ کاردار چین در یمن در 12 نوامبر 2025 با رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری ریاست جمهوری در ریاض، عربستان سعودی دیدار کرد // اعتبار عکس: وب سایت رسمی رئیس جمهور رشاد العلیمی
چین در حال ظهور به عنوان یک بازیگر خارجی مهم در یمن است که هم بر پویایی داخلی این کشور و هم بر چشم انداز منطقه ای گسترده تر تأثیر می گذارد. در دیدار با مقامات سعودی و ایران در 9 دسامبر، پکن حمایت خود را از راه حل سیاسی مورد حمایت سازمان ملل برای مناقشه تکرار کرد. با این حال، علیرغم موضع رسمی خود به عنوان طرفدار صلح و عدم مداخله، تعداد فزاینده ای از گزارش های اطلاعاتی و تحلیل های ژئوپلیتیکی نشان می دهد که چین از طریق واسطه هایی مانند ایران از حوثی ها (انصارالله) حمایت غیرمستقیم می کند. این پشتیبانی، از جمله فناوریهای با کاربرد دوگانه مانند اجزای موشک و پهپاد، و همچنین تصاویر ماهوارهای، احتمالاً نه تنها تواناییهای نظامی حوثیها را تقویت کرده، بلکه عدم تعادل بین این گروه و مخالفان آن در دولت بینالمللی شناختهشده یمن را نیز عمیقتر کرده است.
روابط حوثیها با قدرتهای بینالمللی از زمان شروع جنگ در یمن در سال 2014 موضوع بحثهای گستردهای بوده است. شواهد حمایت نظامی، ایدئولوژیک و لجستیکی آشکار تهران از حوثیها در ابتدا به این معنی بود که همه نگاهها به ایران بود. اما از زمانی که حملات حوثی ها به کشتیرانی در دریای سرخ در سال 2023 آغاز شد، اطلاعات آمریکا و غرب به طور فزاینده ای بر حمایت پنهان چین متمرکز شده اند. چندین تحلیلگر بر این باورند که پکن از تنش ها در دریای سرخ و منطقه برای افزایش نفوذ خود و تضعیف نفوذ ایالات متحده استفاده می کند و نقش فزاینده ای در تقویت تلاش های جنگی حوثی ها ایفا می کند.
در پاسخ، واشنگتن مجموعهای از تحریمها را علیه شرکتهای چینی به اتهام تامین فناوری پیشرفته تسلیحاتی از جمله تصاویر ماهوارهای و قطعات الکترونیکی پهپادها و موشکها به حوثیها اعمال کرده است. وزارت خزانه داری ایالات متحده در ماه آوریل تحریم هایی را علیه شرکت چینی Chang Guang Satellite Technology به اتهام ارائه خدمات ماهواره ای حساس به حوثی ها برای هدف قرار دادن کشتی های بین المللی در دریای سرخ اعلام کرد.
در دو سال گذشته، تهدید ناشی از حملات هواپیماهای بدون سرنشین حوثی ها بدون شک افزایش یافته است و حمایت چین نقش قابل توجهی در پیشبرد زرادخانه نظامی حوثی ها ایفا می کند. پهپادهای این گروه به قطعات چینی، به ویژه برای پروانه ها و واحدهای کنترل، متکی هستند. در ماه مارس، مقامات گمرک دولتی یک محموله 800 پروانه هواپیمای بدون سرنشین ساخت چین را که در مسیر حوثی ها بود، توقیف کردند. در ماه اوت، کیتهای پهپاد توسط مقامات ضد تروریسم در عدن در یک کشتی تجاری از چین رهگیری شدند.
یک اتهام جدیتر این است که حوثیها تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا از شرکتهای چینی برای شناسایی و ردیابی مکانهای کشتیهای تجاری و نظامی در دریای سرخ به دست آوردهاند و حملات هدفمند علیه آنها را تسهیل میکنند. گزارشهای متعدد همچنین تأیید کردهاند که چین دسترسی حوثیها به اجزای سیستم هدایت موشکی پیشرفته را از طریق واسطههای ایرانی و شبکههای پیچیده قاچاق تسهیل میکند. در مجموع، این شواهد نشان میدهد که حمایت چین، حتی اگر عمدتاً غیرمستقیم باشد، به حوثیها کمک کرده است تا از اتکا به سلاحهای متعارف یا ایرانی به مرحله پیشرفتهتری با استفاده از فناوری دوگانه استفاده کنند.
در پاسخ به انتقادات فزاینده، پکن علنا هرگونه تخلف را رد کرده و به ترویج روایت بی طرفی در درگیری یمن ادامه می دهد. خط رسمی وزارت خارجه چین به طور مداوم با مداخله در امور داخلی سایر کشورها مخالف است و از همه طرفها در یمن میخواهد تا به «گفتوگوی سیاسی جامع» وارد شوند. حداقل به طور علنی، پکن در همسویی با جامعه بین المللی برای حفظ ثبات در دریای سرخ، که بخش قابل توجهی از تجارت جهانی آن از طریق آن می گذرد، محکم می ایستد.
با این حال، پشت این لفاظی ها، سیاست واقعی چین نهفته است که در عمل از آن استفاده می کند. حمایتی که از طریق شرکتهای خصوصی چینی و شبکههای قاچاق به حوثیها میرسد، نمونهای از رویکرد عملگرایانه است که زیربنای استراتژی گستردهتر پکن در خاورمیانه است.
در یمن، چین از رویکرد دوگانه استفاده کرده است. اولی منافع اقتصادی و امنیتی را به حداکثر می رساند. دریای سرخ و خلیج عدن یک کریدور استراتژیک برای مسیرهای تجاری چین در قالب طرح کمربند و جاده آن تشکیل می دهند. هر گونه اختلال در این معابر می تواند تأثیر مستقیمی بر اقتصاد چین داشته باشد. اما حمایت از حوثی ها - یا حداقل چشم پوشی بر انتقال فناوری - به چین نیز راهی غیرمستقیم برای فشار بر غرب می دهد.
دومین انکار قابل قبول را تضمین میکند: چین به شرکتهای خصوصی یا جبهههای تجاری اجازه میدهد تا در این حوزه فعالیت کنند - استراتژی که دولت را قادر میسازد تا روایت رسمی مبنی بر انکار هرگونه دخالت در درگیری یمن را حفظ کند و در نتیجه از افزایش تنشها با ایالات متحده یا متحدانش در خلیج فارس جلوگیری کند. این همچنین احتمالاً توضیح میدهد که چرا تحریمهای ایالات متحده بر شرکتهای چینی، مانند شرکت فناوری ماهوارهای چانگ گوانگ یا شرکت صنعتی هوبی چیکا، مستقیماً به دولت چین اشاره نکرده است.
چین به وضوح از این اقدام متعادل کننده سود برده است. کشتی های چینی اغلب از هدف قرار دادن حوثی ها در دریای سرخ مستثنی هستند و حملات عمدتاً به کشتی های غربی انجام می شود. این استثنای ضمنی فرضیه تفاهمات ضمنی را، چه مستقیم و چه از طریق واسطه، بین حوثی ها و پکن تقویت می کند.
از آنجایی که چین به طور فزاینده ای به عنوان تامین کننده فناوری برای حوثی ها خدمت می کند، ایران به عنوان یک واسطه لجستیکی و سیاسی برای متحد یمنی خود عمل می کند. برای سالها، تهران به عنوان حامی اصلی این گروه در زمینه آموزش و سلاحهای متعارف شناخته میشود. اما با معرفی قطعات پیشرفته تسلیحاتی چینی، نقش ایران پیچیده تر شده است.
گزارشهای اطلاعاتی حاکی از آن است که محمولههای چینی ابتدا به بنادر ایران مانند بندرعباس میرسند و سپس از طریق دریا یا از طریق مسیرهای زمینی از طریق عمان به حوثیها ارسال میشوند. در ژانویه 2025، دو کشتی ایرانی بیش از هزار تن پرکلرات سدیم را از چین به ایران حمل کردند که یک عنصر کلیدی در تولید سوخت جامد موشک است. سپس بخشی از این به حوثیها هدایت شد.
ایران همچنین نقش سیاسی در پوشش حضور غیرمستقیم چین در یمن ایفا می کند. در حالی که تهران بیشتر انتقادات بین المللی را به دلیل حمایت از حوثی ها جذب می کند، چین در سایه عمل می کند. این ترتیبات تقسیم کار را آشکار می کند: ایران تسلیحات، لجستیک و سایر پشتیبانی های مستقیم را ارائه می دهد، در حالی که چین فناوری هایی را ارائه می دهد که دقت و کارایی آنها را افزایش می دهد.
چنین همکاری غیرمستقیم همپوشانی مشخصی از منافع را برجسته میکند. ایران با استفاده از حوثی ها برای اعمال فشار بر عربستان سعودی و ایالات متحده به دنبال گسترش نفوذ خود در یمن است. در همین حال، چین از حضور مستمر حوثیها سود میبرد، زیرا آنها تهدیدی برای نفوذ غرب هستند و ترافیک دریایی را مختل میکنند، بدون اینکه پکن هزینه مستقیم سیاسی بپردازد.
کمک های چین حوثی ها را با "چشم ها" و "عضلات" لازم برای تسریع و اصلاح تصمیمات رزمی خود تجهیز کرده است و اتکای آنها به واسطه های خارجی را کاهش می دهد. این جهش کیفی به تبدیل حوثی ها از یک گروه مسلح در یک درگیری داخلی به بازیگری که قادر به طرح تهدیدات در سراسر منطقه است کمک کرده است.
نتایج چنین پیشرفتهایی احتمالاً میتواند تأثیر قابلتوجهی بر پویایی محلی در یمن داشته باشد، که در هر نبرد آتی بین حوثیها و دولت بینالمللی به رسمیت شناختهشده آشکارتر خواهد شد. قبل از سال 2023، ویژگی بارز تواناییهای حوثیها اتکای آنها به سلاحهای ضبط شده از انبارهای دولتی و پشتیبانی متعارف ایران بود که با سلاحهای استاندارد، موشکهای با دقت نسبتاً پایین، و پشتیبانی فنی و آموزشی محدود مشخص میشد.
دسترسی حوثیها به فناوریهای دو منظوره - از جمله قطعات هواپیماهای بدون سرنشین، سیستمهای هدایت، و دادههای ماهوارهای- ثابت کرده است که یک تغییر استراتژیک بازی است. توقیف 800 پروانه هواپیمای بدون سرنشین نشان میدهد که حوثیها در حال توسعه «ظرفیت تولید» هستند که به آنها اجازه میدهد تا بهجای عملیاتهای پراکنده و منفرد، ازدحام پهپادها را به طور مداوم مستقر کنند.
به طور کلی، این اجزای فنی نه تنها بهعنوان بخشهای ضروری تسلیحات حوثیها عمل میکنند، بلکه مکانیک جنگ را نیز تغییر میدهند، و از نبردهای سنتی متکی به گردانهای بزرگ و مهمات به کمپینهای پیچیدهتر که با اطلاعات و اطلاعات دقیق هدایت میشوند، تغییر میکنند، همانطور که حملات آنها علیه کشتیرانی دریای سرخ از نوامبر 2023 نشان میدهد. شرکت ها - تاخیر در تصمیم گیری را کاهش می دهد. چنین خودمختاری امکان نظارت بیدرنگ، بهروزرسانیهای سریع هدف، و حملات هماهنگ هواپیماهای بدون سرنشین را فراهم میکند و پاسخهای دولتی و بینالمللی را یک قدم پشت سر میگذارد.
پشتیبانی چینی که اغلب از طریق شرکتهای غیرنظامی یا زنجیرههای تامین تجاری پوشانده میشود، رویکرد محتاطانهتری را برای تعامل امکانپذیر میسازد. اجزاء به عنوان کالاهای غیرنظامی وارد می شوند، بسته بندی مجدد می شوند و قبل از رسیدن به میدان جنگ از طریق بنادر واسطه هدایت می شوند. این مکانیسم به این معنی است که فشار دیپلماتیک یا حملات متعارف ناکارآمد است، زیرا آنچه بمباران یا تحریم می شود لزوماً یک پایگاه نظامی واضح نیست، بلکه یک دفتر کشتیرانی یا یک شرکت تجاری چند شعبه است. نتیجه تداوم عرضه از طریق مسیرهای جایگزین، تولید سریعتر و افزایش انعطافپذیری برای حوثیها است.
در زمین، این تحولات جدید به طور قاطع توازن قوا را بین طرفهای درگیر تغییر داده است، که اکنون کمتر به تعداد موشکها بستگی دارد، بلکه به توانایی هر طرف برای تولید اطلاعات فوری و تبدیل آن به حملات مکرر و سازمانیافته بستگی دارد. اگر درگیری آشکار از سر گرفته شود، احزاب در داخل دولت به رسمیت شناخته شده بین المللی در موقعیت ضعیفی باقی می مانند، حتی در صورت دریافت حمایت هوایی و دریایی خارجی، با توجه به اینکه این دولت بر اطلاعات شرکای منطقه ای متکی است، که تعهد آنها متزلزل است و نیاز به تأییدیه های سیاسی طولانی دارد. در همین حال، حوثیها، مجهز به فناوری با کاربرد دوگانه، استقلال عملیاتی را بازتعریف میکنند، قادر به ابتکار عمل و پیروزی در نبردهای آینده هستند، در حالی که بحرانهای طولانیمدت در ناوبری دریایی ایجاد میکنند و شرایط جدید مذاکره را بدون نیاز به شریک بزرگتری برای تعیین مواضع خود تحمیل میکنند.
بعد سیاسی این نابرابری بسیار مهم است: شکاف قابلیت فن آوری به یک ابزار چانه زنی موثر تبدیل می شود. هر چه بحران دریایی ادامه یابد و هزینه های حفاظت از کشتی ها بیشتر شود، احتمال اینکه قدرت های بین المللی به جای راه حل نظامی پرهزینه برای دولت یمن به راه حل های دیپلماتیک قابل قبول برای حوثی ها روی آورند، بیشتر می شود. از این نظر، حمایت تکنولوژیکی ممکن است بلافاصله به کنترل منطقه ای تبدیل نشود، اما محاسبات ریسک-پاداش برای بازیگران بین المللی را تغییر می دهد و به حوثی ها دستاوردهای سیاسی می دهد که بعداً می تواند به شناسایی یا امتیازاتی به نفع آنها تبدیل شود و دولت یمن را به عنوان یک نظاره گر باقی می گذارد.
دریای سرخ و تنگه باب المندب به عنوان یک شریان حیاتی برای تجارت چین عمل می کند. با تشدید حملات حوثی ها به کشتی ها از اواخر سال 2023، نشانه هایی از یک توافق ضمنی بین حوثی ها و چین ظاهر شد، جایی که کشتی های چینی از هدف قرار دادن معاف هستند، در حالی که کشتی های غربی و منطقه ای با حملات مکرر مواجه می شوند.
از منظر ژئوپلیتیک، حمایت غیرمستقیم چین از حوثیها احتمالاً بخشی از استراتژی «جنگ نیابتی کمهزینه» علیه ایالات متحده تلقی میشود. هر حمله ای هزینه نقش آمریکا در تامین امنیت خطوط دریایی را افزایش می دهد و محدودیت های توانایی واشنگتن برای تحمیل ثبات را آشکار می کند. این پویایی به پکن اجازه می دهد تا تاکتیک های فشار جدید را بدون درگیر شدن در رویارویی مستقیم آزمایش کند، به خصوص که ایالات متحده بر رقابت خود با چین در شرق آسیا متمرکز است.
چین که به شدت به واردات انرژی از خلیج متکی است، همچنین مراقب است که روابط خود با شرکای خلیج فارس را به خطر نیندازد، در حالی که از ایران برای ایفای نقش میانجی مرکزی در انتقال فناوری و اجزای سلاح چین به حوثیها استفاده میکند. در این اقدام موازنه دقیق، چین حوثی ها را به عنوان یک متحد استراتژیک به اندازه یک ابزار چانه زنی چند منظوره برای حفاظت از تجارت و ایمن کردن مسیرهای ابتکاری کمربند و جاده، تضعیف نفوذ ایالات متحده در دریای سرخ، آزمایش اثربخشی فناوری غیرنظامی به عنوان یک سلاح سیاسی و حفظ تعادل با خلیج فارس با استفاده از ایران به عنوان یک واسطه نمی بیند.
با این رویکرد، پکن میتواند بدون تحمل پیامدهای کامل نقش مستقیم، نفوذ عمیقی در درگیری یمن داشته باشد. با این حال، ادامه حمایت از حوثیها به افزایش تنشها با خلیجفارس و ایالات متحده منجر میشود و در نهایت عملگرایی را که رویکرد آن را در منطقه تعریف میکند، تضعیف میکند.



