پرچم ایران پشت سر یمنیهایی که در تظاهرات سازماندهی شده حوثیها در حمایت از ایران و علیه اسرائیل و ایالات متحده در میدان السبعین شهر صنعا در 20 ژوئن 2025 شرکت میکنند به اهتزاز در میآید // عکس مرکز صنعا
در اوایل دسامبر، گروههای مسلح همسو با شورای انتقالی جنوب (STC) و با حمایت امارات، بخشهای وسیعی از جنوب و شرق یمن را تصرف کردند. پس از مدت کوتاهی که در طی آن فلج به نظر میرسیدند، گروههای مسلح تحت حمایت عربستان موفق شدند این دستاوردها را عقب برانند و خسارات جدی به STC وارد کنند. تا آن زمان، هر دو طرف به طور اسمی زیر چتر دولت به رسمیت شناخته شده بین المللی، ائتلافی که نیروهای ضد حوثی یمن را گرد هم می آورد، قرار داشتند. تغییر چشمگیر وضعیت امنیتی چه تأثیری بر گروه حوثی (انصارالله) خواهد داشت؟ و پیامدهای این رویدادها برای جمهوری اسلامی ایران، حامی اصلی خارجی حوثیها، در حالی که میخواهد خونریزی ناشی از خسارات ژئوپلیتیکی پی در پی در دورهای از ناآرامیهای داخلی بیسابقه را متوقف کند، چیست؟
اول و مهمتر از همه، تهران می خواهد شاهد تحکیم و نهادینه شدن قدرت حوثی ها در داخل یمن باشد. این بنیادی است که امیدوار است بر روی آن نفوذ طولانی مدت در جنوب غربی شبه جزیره عربستان ایجاد و حفظ کند. حوثیها در پی زیانهای ژئوپلیتیک قابل توجهی که طی دو سال گذشته متحمل شده است، برای تهران اهمیت بیشتری پیدا کردهاند: تضعیف حماس و حزبالله، سقوط رژیم اسد در سوریه، و خسارات خود به دست ایالات متحده و اسرائیل.
آیا رویدادهای هفته های اخیر به اهداف ایران کمک خواهد کرد؟ با توجه به عدم اطمینان گسترده در مورد مراحل بعدی، ارائه یک پاسخ ساده دشوار است. فکر کردن بر اساس سناریوها مفیدتر است. در اوایل دسامبر، چشم انداز یک یمن جنوبی مستقل احتمالاً باعث نگرانی در ایران شد. اگر این کشور جدید، همانطور که برخی از رهبران جدایی طلب پیشنهاد می کردند، با ایالات متحده، یا شاید حتی اسرائیل همسو می شد، ایران دلیلی برای نگرانی در مورد ظهور وزنه تعادل قوی تری برای حوثی ها داشت.
با این حال، به سرعت آشکار شد که STC قادر به تثبیت کنترل بر جنوب و ایجاد یک کشور قدرتمند نخواهد بود. چشم انداز یک یمن جنوبی ضعیف که به طرز ناشیانه ای در کنار یک دولت ضعیف و شناخته شده بین المللی بسیار ضعیف زندگی می کند، سناریویی رویایی را برای ایران نشان می دهد، زیرا نیروهای ضد حوثی را به طور نامحدود در حالت ضعف و فلج قرار می دهد. این امر در را برای تحکیم و گسترش بیشتر قدرت حوثی ها باز می کرد.
با توجه به موفقیت سریع و قاطع نیروهای تحت حمایت عربستان در شکست STC در اوایل ژانویه، محتمل ترین سناریو، حداقل در کوتاه مدت تا میان مدت، موج جدیدی از بی ثباتی است. تضعیف STC می تواند به نفع دولت باشد، اما ائتلاف ضد حوثی مورد حمایت عربستان سعودی برای تحکیم و حفظ دستاوردهای خود در جنوب، جایی که نارضایتی ها برجسته است، مبارزه خواهد کرد. و حتی با وجود اینکه پویایی داخلی در جنوب یمن تغییر کرده است، توازن قدرتی که حوثیها را در برابر یک دولت ضعیف و چندپاره به نفع خود قرار داده است، پابرجا خواهد ماند، زیرا نبرد بین جناحهای مورد حمایت عربستان و امارات، نتیجه کلی شناخته شده ضعیف نگه داشتن ائتلاف ضد حوثی را داشته است.
در سوی دیگر این طیف سناریویی وجود دارد که در آن عربستان سعودی و شرکای محلیاش کنترل بر دولت شناختهشده بینالمللی را تحکیم میکنند، در تقویت آن موفق میشوند و ائتلافی میسازند که بتواند با قاطعیتتر قدرت حوثیها را بررسی کند، اگر نه لزوماً شکست دهد. این مسیر همچنان پر از موانع است و در بهترین حالت زمان بر است - اما این تنها راهی است که می تواند منافع ایران در یمن را به چالش بکشد.
چندین عامل نحوه نگاه ایران به رویدادهای یمن را در آینده شکل خواهد داد. اولی، زمینه روابط این کشور با عربستان سعودی است. تهران به طور کلی به تلاشهایی که از سال 2022 در کنار ریاض برای مدیریت بهتر تنشهای دوجانبه انجام داده است، اهمیت میدهد. هیچ یک از طرفین ساده لوح نیستند. هر دو درک می کنند که منابع رقابت تغییر نکرده است. اما تنش های کمتر فضای تنفس بیشتری را برای ریاض برای مذاکره درباره خروج از جنگ یمن فراهم می کند. این هدفی است که تهران از آن حمایت می کند، زیرا نتیجه آن تحکیم و مشروعیت بیشتر قدرت حوثی ها خواهد بود. تهران وقایع جنوب یمن را تا حدودی از این منظر ارزیابی کرد. به همین دلیل است که برای مثال، از تمامیت ارضی یمن و موضع عربستان حمایت می کند.
آیا پیروزی قاطع عربستان علیه منافع اماراتی در یمن می تواند پایان یا حداقل کند شدن رقابت بین ریاض و ابوظبی باشد که آسیب زیادی به ائتلاف ضد حوثی وارد کرده است؟ در تئوری، این امر قابل قبول است، اما موانع متعددی بر سر راه وجود دارد. اول، عدم تعادل قدرت قابل توجهی بین حوثی ها و مخالفان آنها وجود دارد. برای اینکه دولت تازه متحد شده تحت حمایت عربستان سعودی حوثی ها را به چالش بکشد، به زمان نیاز دارد تا انسجام داخلی و ظرفیت نظامی خود را ایجاد کند. به طور واقع بینانه، دولت در انجام این کار با چالش های شدیدی مواجه خواهد شد، از جمله تنش های غیرقابل اجتناب در مورد نارضایتی های حل نشده جنوب.
علاقه ایران به فراهم کردن فضای مورد نیاز عربستان سعودی برای پایان دادن به دخالت خود در جنگ می تواند با مشکلی روبرو شود: وسوسه حوثی ها برای بهره برداری از فرصتی که بی ثباتی در جنوب ایجاد می کند. از اوایل ماه دسامبر، حوثیها رویکردی انتظار و دید را در پیش گرفتهاند، و احتمالاً از تماشای نمایش مخالفان خود در حال نبرد با یکدیگر لذت میبرند. با این حال، آنها از انجام حملات در خطوط مقدم که به دلیل افزایش تنش بین عربستان و امارات تا حدی رها شده بودند، خودداری کردند. با این حال، بیثباتی طولانیمدت در جنوب میتواند برای حوثیها بسیار وسوسهانگیز باشد که به اعمال این محدودیتها ادامه دهند، با توجه به جاه طلبی آنها برای گسترش قلمرو تحت کنترل خود، به ویژه در مارب و تعز.
در نهایت، درک تهران از وقایع اخیر در یمن را نمی توان از موج عظیم اعتراضاتی که در حال حاضر پایه های جمهوری اسلامی را متزلزل می کند، جدا کرد. وضعیت به شدت غیر قابل پیش بینی است. به نظر می رسد جمهوری اسلامی حداقل تا دور بعدی اعتراضات زنده بماند. ظرفیت سرکوب کافی برای جلوگیری از فروپاشی خود را حفظ می کند. اما آسیبپذیری داخلی فزاینده آن، در ترکیب با خسارات سنگین ژئوپلیتیکی که در سالهای اخیر متحمل شده است، نشان میدهد که تهران بیش از هر زمان دیگری به حوثیها نیاز دارد. حوثی ها اکنون قوی ترین شریک آن در محور مقاومت هستند. بنابراین، یک جمهوری اسلامی تضعیف شده احتمالاً حمایت خود را از شریک یمنی خود افزایش می دهد، نه کاهش می دهد - و بی ثباتی طولانی مدت در جنوب و شرق کشور، که برخی از مسیرهای قاچاق آن از طریق آن عبور می کند، فقط می تواند کمک کند.



