کیم جونگ اون چنان چاق به نظر می رسد که اگر فردا خبر مرگ او بر اثر نارسایی قلبی - در میان پنیر، سیگار برگ و تردمیل متوقف شده - منتشر شود، دنیا به سختی پلک می زد. خیلی ها به سادگی شانه بالا می اندازند و می گویند: "خب، این آهنگ هاست." نماهای عمومی و تخمینهای منبع باز، رهبر عالی را تقریباً 170 سانتیمتر قد و حدود 130 تا 140 کیلوگرم وزن نشان میدهد که نمایهای مطابق با چاقی شدید است. به آن یک الگوی طولانی سیگار کشیدن زیاد، مصرف الکل، رژیم های غذایی پر کالری، خواب نامنظم، استرس مزمن، و بی تحرکی طولانی مدت اضافه کنید، ریاضیات قلبی عروقی به طرز ناراحت کننده ای ساده می شود. در یک سیستم سیاسی معمولی، این شکستهای خصوصی باقی میماند. در یک استبداد بیش از حد شخصی که در آن یک بدن واحد به عنوان مرکز فرماندهی ایالت دوچندان می شود، با این حال، آنها به خطرات عمومی تبدیل می شوند - و خود کشور در نهایت گروگان کلسترول یک مرد می شود.
رژیمهای استبدادی اغلب تصویری از دوام ارائه میکنند. با این حال، با توجه به انعطافپذیری ناشی از مسئولیتپذیری دموکراتیک، خودکامگیها بیشتر از آنچه به نظر میرسند شکنندهتر به نظر میرسند: آنها محکم به نظر میرسند تا زمانی که ناگهان اینطور نباشند. به جای فرسایش تدریجی، پس از عبور از آستانه های بحرانی، مستعد شکستگی هستند. تاریخ یک الگوی ثابت ارائه می دهد. هنگامی که سلامت یک رهبر در راس یک سیستم بسیار شخصیشده بدتر میشود، تأثیرات آن به بیرون از طریق دولت منتشر میشود - از سکتههای جوزف استالین و پارانویا که حکومتداری در مراحل آخر را مخدوش میکند، تا زوال فیزیکی مائو تسهتونگ که تصمیمگیری در پایان انقلاب فرهنگی را توخالی میکند، تا سیاستهای پیشروی هوگو چاوز و موفقیتهای هوگو چاوز. ونزوئلا، و به پادشاه مصر فاروق، چاق بیمارگونه که پس از سالها افراط در جوانی در اثر نارسایی قلبی در حال مرگ است.
در مجموع، این سوابق بر یک درس هشیارکننده برای محور امروزی خودکامگی تأکید میکنند. چین، روسیه، ایران، کره شمالی (اغلب به عنوان کشورهای موسوم به CRINK گروه بندی می شوند)، و به طور فزاینده ای ونزوئلا، همگی با خطرات جانشینی مواجه هستند که می تواند ناپیوستگی ناگهانی ایجاد کند. اما پیونگ یانگ متمایز باقی مانده است. شخصی سازی افراطی قدرت، فقدان مکانیسم های متداول جانشینی، و مرکزیت تسلیحات هسته ای به جای اینکه اجازه دهد به تدریج آشکار شود، عدم اطمینان را کاهش می دهد. این امر هر شوک رهبری را به طور منحصربهفردی پرهزینه میکند: تصمیمهایی که در جاهای دیگر طی ماهها اجرا میشوند، میتوانند به اجبار در چند روز، با همگرا شدن همزمان امنیت هستهای، مدیریت اتحاد، و سیگنالهای قدرت بزرگ انجام شوند.
اگر کیم در یک روز عادی به طور ناگهانی بمیرد، ابهام جانشینی، وضعیتهای آماده باش نظامی بالا و سوالات فرماندهی هستهای در همان زمان ظاهر میشود. این وضعیت به دلیل عدم افشای شفاف سلامت، اختیارات تفویض شده، یا واگذاری نهادینه شده پیچیده تر می شود - محدودیت هایی که فضای چانه زنی نخبگان را محدود می کند و سیستم را به سرعت به سمت یکی از سه مسیر آشنا سوق می دهد. دو مورد به طور قابل قبولی مستلزم تثبیت داخلی هستند: سناریوی "بازیابی خط خون"، که در آن سلسله کیم قدرت را حول یک وارث تعیین شده (احتمالاً دختر کیم جونگ اون، کیم جوآئه) مجدداً تحکیم می کند. یا سناریوی "حکومت دفتر سیاسی جمعی"، که در آن نخبگان در یک ائتلاف رهبری تکنوکرات متحد می شوند. در غیاب هر دو، نتیجه باقی مانده سناریوی "جنگسالاری" است - هرج و مرج نظامی جناحی و فروپاشی داخلی، بدون هیچ مقام منسجمی که قادر به مذاکره یا کنترل رویدادها نیست.
اگر خطرات سلامتی مربوط به چاقی کیم تشدید شود، اما شانس کامل او را تا سال 2026 سرپا نگه میدارد، و رئیسجمهور ترامپ ژست اعتمادسازی زبان در گونهای را انجام میدهد - مثلاً یک داروی کاهش وزن موثر برای حفظ کیم جونگاون از دیپلماتها. (آه) - این فقط تایید می کند که چقدر حاشیه خطا کم شده است.
و اگر قرار بود دور کمر غیرقابل کنترل کیم به چیزی برسد که عملیات ویژه نتوانست به آن دست یابد، حتی خوشبینانهترین نتیجه با ثبات - جایی که پرزیدنت ترامپ هنوز با همتای آشنا، خاندان کیم، خط تماس دارد - مانند یک پاورقی عجیب به نظر میرسید. واشنگتن با یک ژنرال یا یک کمیته مذاکره نمی کند، بلکه با متولی بعدی سلسله - شاید روبروی دختر کیم، کیم جوآئه، آن طرف میز باشد - جایی که عروسک باربی به عنوان یخ شکن به جلو می لغزد، همراه با صحبت در مورد باز کردن Toys"R"Us در پیونگ یانگ.
دموکراسیها به لطف بدنههای شکننده کمتر در راس، از خودکامگیها پیشی میگیرند
برای سیاستگذاران در دموکراسی ها - جایی که سبک زندگی پایدار و سالم نه تنها امکان پذیر است بلکه به طور نهادی مورد حمایت قرار می گیرد - تضاد با خودکامگی یک طنز خشک دارد. وقتی قدرت پراکنده می شود و نهادها شوک ها را جذب می کنند، کلسترول یک رهبر دیگر به عنوان یک متغیر استراتژیک واجد شرایط نیست. پس از همه نظریههای بزرگ و ژئوپلیتیک بالا، نتیجه سرسختانه پیش پا افتاده است: دموکراسی نه به این دلیل که عاقلانهتر است، بلکه به این دلیل که خطرات آن در بسیاری از بدنهها توزیع میشود، دوام میآورد. در نهایت این دوام بیولوژیکی پراکنده - نه ایدئولوژی یا استراتژی - است که دموکراسی را از خودکامگی پایدارتر می کند.
بنابراین، این مزیت ساختاری ارزش آن را دارد که در سال 2026 برای تصمیم گیرندگان در دموکراسی ها جدی گرفته شود. اگر تصمیمی برای سال نو وجود دارد که ارزش آن را داشته باشد، آن تصمیم ساده است. مصرف الکل را کاهش دهید، آب بیشتری بنوشید. بین جلسات راه بروید. ورزش را نه به عنوان نام تجاری سبک زندگی بلکه به عنوان بهداشت شغلی در نظر بگیرید. انضباط متابولیک خودیاری نیست. مدیریت ریسک است. انضباط استراتژیک نیز به نوبه خود با انضباط بدنی آغاز می شود. و از آنجا که قدرت در یک بدن محبوس نیست، دموکراسیها راه فرار رحمتی را حفظ میکنند: اگر کار غیرقابل تحمل شود یا افکار عمومی متخاصم شوند، رهبران میتوانند کنارهگیری کنند، بازنشسته شوند یا در انتخابات شکست بخورند، نه اینکه اجازه دهند یک نهاد شکست خورده به عنوان یک متغیر امنیت ملی باقی بماند.
جهان هیچ کمبودی در برنامه های اضطراری ندارد. چیزی که فاقد آن است این است که رهبران مستبد به اندازه کافی در نهادها و سلامت خود ایمن هستند که کمر خود را به یک متغیر ژئوپلیتیک تبدیل نکنند.




