به War on the Rocks بپیوندید و به محتوای مورد اعتماد سیاستگذاران، رهبران نظامی و متفکران استراتژیک در سراسر جهان دسترسی پیدا کنید.
آیا رویارویی علنی با نخست وزیر احتمالی بعدی عراق استراتژی درستی برای ایالات متحده است؟ نامزدی نوری مالکی توسط چارچوب هماهنگی، نهاد سازماندهی سیاست شیعه در عراق، در 24 ژانویه، و public. اعتراض رئیس جمهور دونالد ترامپ سه روز بعد، بحران سیاسی فزاینده ای را با پیامدهای عمده ای برای منافع ایالات متحده در عراق و خاورمیانه آشکار کرد. این مداخله به جای تضعیف مالکی، بازیگران سیاسی شیعه را تحت لوای حاکمیت ملی تحریک کرده است — از جمله کسانی که معمولاً از او حمایت نمی کنند. نامزدی مالکی منعکس کننده مشکلات ساختاری عمیق تری در سیستم تشکیل دولت عراق است که ترامپ تنها آن را تشدید کرده است. در واقع، انتخاب مالکی نشان میدهد که چگونه سیستم تقسیم قدرت مبتنی بر نخبگان عراق چنین نتیجه پرتنشی را ایجاد میکند. مناقشه بر سر مالکی چالشهای حقوقی و انتخاباتی را برای عراق به همراه دارد و احتمالاً همچنان به بحرانهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بزرگ، بهویژه حول حاکمیت، مداخله خارجی، و نقش آمریکا در منطقه ادامه خواهد داد.
در حالی که گزینه های متعددی برای خروج از این بحران وجود دارد، بهترین گزینه برای بغداد و واشنگتن این است که بغداد متعهد به تعامل پایدار و عمیق با عراق باشد. این امر از تلاش های ایالات متحده برای مقابله با ایران از طریق تقویت ظرفیت نهادی، کاهش اتکا به ایران و متحدان محلی آن و کمک به موقعیت بغداد به عنوان یک شریک استراتژیک، حمایت می کند. این رویکرد به مراتب بهتر در خدمت هدف واشنگتن برای تضعیف نفوذ ایران و در عین حال اجتناب از تشدید پرهزینه است.
یک نامزدی شگفت انگیز
در سطح داخلی، درک نامزدی مالکی به چند دلیل دشوار است. اولاً، مالکی از زمانی که در سال 2014 به دنبال همگرایی فشارهای خارجی و داخلی، به ویژه از سوی مرجع مذهبی شیعیان در نجف، از سمت نخست وزیری کنار رفت، خارج از کانون توجه عموم بوده است. این تصمیم بنیادی بود زیرا بر اساس تمایل او به تمرکز قدرت در دفترش و تهی نهادن نهادهای دولتی بود که منجر به فروپاشی متعاقب نیروهای امنیتی عراق و سقوط موصل به دست دولت موسوم به دولت اسلامی در ژوئن 2014 شد.
دوم، تعجب آور است زیرا بازیگران سیاسی محلی درک تقریباً جهانی از مالکی به عنوان یک شخصیت مسلط سیاسی دارند، دقیقاً کیفیتی که او را به حاشیه برد و کیفیتی که رقبای او در چارچوب هماهنگی بیش از همه از آن می ترسند و تقریباً مطمئناً آنها را تحت الشعاع قرار می دهد و دسترسی آنها به قدرت و حمایت را محدود می کند. دور میزند نهادهای تأسیسی از جمله وزارتخانههای دفاع و سایرین را میشناسند.
سوم، درک آن دشوار است زیرا او هنوز از سوی دیگر جوامع در کشور، به ویژه اعراب سنی که او را با حکومت فرقهای، حاشیهنشینی و طرد سیاسی مرتبط میدانند، بهعنوان یک رهبر عمیقاً تفرقهانگیز در نظر میگیرند که به سال 2010 برمیگردد. در واقع، شورای ملی سیاسی، سازماندهنده سیاست سنی، < href="https://shafaq.com/ar/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%A9/%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%A7%D9%84%D9%8%B3 6%D9%8A-%D9%8A%D8%B1%D9%81%D8%B6-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%83%D9%8A-%D9%88%D9%8A%D8%A7%D9%8A%B8%AD%D در 27 ژانویه اعتراض رسمی آن به نامزدی مالکی. این شورا تحت رهبری رئیس سابق پارلمان، محمد الحلبوسی، به صراحت اعلام کرد که نه به مالکی رأی خواهد داد و نه در هیچ دولتی که او رهبری می کند، شرکت نخواهد کرد. در سیستم مبتنی بر اجماع جمعی عراق، این به تنهایی توانایی او را برای حکومت مؤثر شک و تردید ایجاد می کند.
چهارم، شهرت قطبی مالکی فراتر از اهل سنت است. روابط طولانی مدت و تیره او با مقتدی صدر، رهبر قدرتمند شیعیان، لایه بزرگی از خطر را اضافه می کند. در این زمینه، سکوت صدر در قبال توافق مالکی و ترامپ نباید به اشتباه گرفته شود. به احتمال زیاد، این محاسبات استراتژیک صدر را منعکس می کند، الگویی که او از زمان کناره گیری از سیاست در آگوست 2022 پس از انتخابات پارلمانی 2021 درگیر آن بوده است. صدر احتمالاً ناتوانی مالکی برای زنده ماندن از روند بررسی نامزدهای نخست وزیری را پیش بینی کرده بود — که به درجه ای از پذیرش بین المللی نیز نیاز دارد — و بنابراین ممکن است در مداخله پیش از موعد ارزش کمی دیده باشد. اما اگر مالکی بر همه موانع غلبه کند و به عنوان نخست وزیر بعدی انتخاب شود، صدر بیش از هر مخالف سنی یا پارلمانی، توانایی مالکی برای حکومت را تهدید می کند. این به این دلیل است که صدر میتواند میلیونها نفر را در لحظه بسیج کند، با این قدرت که بخشهای عمدهای از عراق را فلج کند، هزینههای سیاسی جدی را تحمیل کند، و حکومت را اگر نگوییم غیرممکن، فوقالعاده دشوار کند.
در نهایت، چیزی که نامزدی مالکی را عجیبتر میکند این است که معیارهای خود چارچوب هماهنگی برای انتخاب نامزدها برای بالاترین مقام سیاسی در این سرزمین را نقض میکند. این بلوک مدتهاست که اصرار دارد که نامزدش باید سه معیار را داشته باشد: دریافت اجماع داخلی بلوک، اطمینان از اجماع عمومی گسترده از دیگر جوامع بزرگ در کشور، و برخورداری از میزان خوبی از حمایت بینالمللی. مالکی هیچ کدام از اینها را راضی نمی کند. انتخاب او را می توان به عنوان کنار گذاشتن بی سر و صدا از منطق حاکم بر خود چارچوب تلقی کرد.
مشکل ساختاری تشکیل دولت در عراق
انتخاب مالکی جنبه ساختاری تری از حکومت عراق را آشکار می کند: این که فرآیندی که آن را به وجود آورد، خارج از پارلمان توسط رهبران عمدتاً غیر منتخب انجام می شود. اگرچه عراق یک دموکراسی پارلمانی است، تصمیم برای انتخاب مقامات به ندرت نتیجه مذاکرات پارلمانی، ایجاد ائتلاف قانونی، یا مذاکرات شفاف پس از انتخابات بوده است. در عوض، این نتیجه مذاکرات نخبگان و انجام معامله در میان حلقه کوچکی از کارگزاران قدرت بوده است. این همیشه همینطور بوده است، اما با ایجاد خانههای جمعی ریشهدار شده است: برای شیعیان، این چارچوب هماهنگی از سال 2021 است. متأسفانه، نخبگان منطق اشتراکی ترتیبات تقسیم قدرت قومی-فرقهای را به سمت افراطهای تحریفشده برداشتند و آن را از تناسب جمعیتی اصلی خود در برابر هدف ملی تهی کردند. هیچ بازیگر یا ناظر جدی عراقی در سیاست عراق، منطق جمعی نظام سیاسی را مورد مناقشه قرار نمی دهد. نخست وزیر شیعه خواهد ماند. این واقعیت به طور گسترده پذیرفته شده است. آنچه مورد بحث است نحوه انتخاب نخست وزیر است. هنگامی که انتخابات می تواند به طور موثر توسط اتحادهای نخبگان پس از وقوع خنثی شود و زمانی که برندگان محبوب انتخابات از اولین حرکت در تشکیل دولت محروم می شوند، اعتبار کل فرآیند از بین می رود. در صورتی که انتخاب نخست وزیران در نهایت بر عهده چند رهبر باشد، انتخابات به جای مکانیزمی برای تغییر یا پاسخگویی به مراسمی تبدیل می شود. نامزدی مالکی نشاندهنده مشکل عمیقتری است که امروز در سیاست عراق یافت میشود: این که نتایج سیاسی پشت درهای بسته حل و فصل میشود. این یک ویژگی است، نه یک اشکال، در سیستم انتخاباتی عراق پس از سال 2003، که بیشتر برای خدمت به منافع exident و disidentexidenteexidenteexidente.
همانطور که اغلب در سیاست عراق اتفاق می افتد، وقتی زمان تصمیم گیری در مورد نامزدهای نخست وزیری فرا می رسد، بزرگترین بلوک، چارچوب هماهنگی، ابتدا آب پنج عامل اصلی مرتبط را آزمایش می کند: مرجع مذهبی شیعه در نجف، ایران، ایالات متحده، سنی ها، و کردها. آنچه که به احتمال زیاد، از دانش محدود عمومی در مورد این موضوع استنباط شده است، این است که چارچوب هماهنگی از ایران برکت دریافت کرده بود تا با مالکی پیش برود، در حالی که هیچ پاسخ مشخصی از نجف و کردها دریافت نکرد. این امر تنها سنیها را با اعتراض آشکار به مالکی مواجه کرد، که ممکن است چارچوب هماهنگی آن را به عنوان موضوعی بسیار کوچک برای جلوگیری از بازگشت مالکی تفسیر کرده باشد. این واقعیت که مالکی توانسته است اعضای بلوک سنی را در کنار خود جلب کند، به ویژه مثنی السامری از بلوک سیاسی عظیم و به احتمال زیاد بلوک ثابت العباسی، به احتمال زیاد نگرانی او را نسبت به بلوک سنی، الثبیت البّاسی ایراد کرد. حداقل که ایالات متحده را ترک می کند. در میان همه اینها، به نظر میرسید که دولت ترامپ کمتر به افراد خاص علاقهمند بود و بیشتر به نحوه برخورد آنها با دو اولویت اصلی خود نشان داد: تضعیف نفوذ ایران و مقابله با متحدان ایران در عراق. از این منظر، مالکی نه به خاطر شخصیت خود، بلکه به خاطر جهان بینی ای که دولت ایران و متحدان عراقی اش را قدرتمند می داند، نه تضعیف کننده آن، مورد توجه قرار گرفت. بنابراین، این اشتباه است که پیشنهاد کنیم که جایگزینی مالکی با یکی دیگر از اعضای چارچوب هماهنگی، در صورت همسویی با ایران، این اختلاف را حل خواهد کرد. در هر صورت، چارچوب هماهنگی اگر محاسبه کرده باشد که مالکی با توجه به سوابق او در مقابله با گروههای مسلح، معروف به ارتش المهدی صدر در " انتخاب برتر ترامپ خواهد بود، اشتباه میکند. اتهام شوالیه در سال 2008. به این واقعیت اضافه کنید که مالکی دقیقاً بر روی این پلت فرم خود را به مردم عراق فروخته است: اینکه او تنها رهبر است که می تواند عناصر مسلح سرکش را مهار کند و نفوذ قدرت نرم خود را بر گروه ها برجسته کند. چارچوب هماهنگی ممکن است همه این افکار را کنار هم بگذارد و تصمیم بگیرد که با مالکی همراه شود.
موضع ترامپ در مورد نامزدی مالکی
در این محیط آشفته و قطبی، ترامپ با حقیقت اجتماعی پست مخالف مالکی’های صریح خود وارد دفتر شد.
واکنش در بغداد مخالفت شدید با آنچه که به عنوان نقض حاکمیت عراق تعبیر می شود، بود. مطمئناً، عراقیها همیشه انتظار داشتند که واشنگتن ترجیحاتی برای رهبران داشته باشد، اما اینکه ترامپ ترجیح داد آن را به صورت علنی و به زبانی که قصد زورگویی دارد بیان کند، چیزی است که به نظر میرسد مخالفان را عصبانی و تحریک کرده است. مالکی پاسخ با محکوم کردن “مداخله آشکار آمریکا،” امتناع از عقب نشینی و طرح مجدد رقابت به عنوان آزمونی برای خودمختاری و استقلال عراق. چند روز بعد، «چارچوب هماهنگی» رتبههای خود را بسته و تأیید مجدد کرد که انتخاب یک تصمیم داخلی بوده است. اپوزیسیون همچنین ریشه در این منطق دارد که پذیرفتن فشار ایالات متحده سابقه بدی ایجاد میکند و منجر به درخواستهای بیشتری در آینده میشود، از جمله احتمالاً انحلال نیروهای امنیتی که ریشه در جامعه دارند، نیروهای بسیج مردمی.
در تمام این موارد، به نظر می رسد که یک شکست آشکار در ارتباطات بین واشنگتن و بغداد وجود دارد که منجر به برداشت های نادرست در قلب این بحران شد. اینها شامل انتصاب و اخراج سریع مارک ساوایا به عنوان فرستاده تایید شده ویژه و عدم حضور سفیر ویژه ایالات متحده است. این در مجموع به نخبگان و رهبران بغداد و فراتر از آن نشان می دهد که واشنگتن روابط خود با عراق را در اولویت قرار نمی دهد.
بسیاری از عراقی ها، در سطوح مردمی و سیاسی، ترس ترامپ برای اینکه چهره خود را از دست ندهد، در صورت انتخاب مالکی، تهدیدهای خود را پیش خواهد برد. این ممکن است به معنای اعمال تحریمها، ضربه زدن به عناصر نیروهای حشد شعبی که دولت آنها را نیابتی ایران میداند، کاهش یا قطع روابط دیپلماتیک و در نتیجه، از بین بردن بخش بانکی و مالی از طریق کاهش یا کاهش ورود دلار به کشور باشد که بغداد برای تامین مالی واردات خود به آن متکی است. در واقع، ایالات متحده کنترل قاطعی بر درآمدهای نفتی عراق از سال 2003 داشته است.
اگر ترامپ اقدامات تنبیهی را علیه عراق اعمال کند، اقتصاد این کشور طی چند روز ممکن است از هم بپاشد. این کشور در حال حاضر به دلیل سال ها سوءمدیریت مالی با مشکل پرداخت حقوق های بخش دولتی مواجه است. هر گونه اختلال در درآمد نفت باعث ناآرامی اجتماعی و فروپاشی نهادی خواهد شد. مختل شدن همکاری امنیتی ایالات متحده و عراق، یعنی عملیات مشترک، آموزش و تبادل اطلاعات، میتواند به طور ناخواسته به گروههای تروریستی فضایی برای بازگشت اجازه دهد. قابل ذکر است، عراق اخیراً موافقت کرده است که حدود 7000 تروریست دولت اسلامی را از سوریه بازداشت کند، . مدیریت این زندانیان سطح بالا مستلزم بودجه، امکانات امن، اشتراک اطلاعات و هماهنگی نزدیک دوجانبه است. شوک های اقتصادی و مالی احتمالاً یک محیط سیاسی و امنیتی شکننده را تضعیف می کند. اعتقاد بر این است که سرویس ضد تروریسم عراق که توسط ایالات متحده ساخته شده است “مهمترین و تواناترین نیروی ضد تروریسم>در خاورمیانه است.
بنابراین مهم است که دولت ترامپ به چهار دلیل برای تنشزدایی از وضعیت اقدام کند. اول، مخالفت با مالکی بازدهی رو به کاهشی داشته است. این یک الگوی آشنا از تقویت بازیگرانی است که واشنگتن امیدوار است با اجازه دادن به آنها برای تجمع در اطراف پرچم علیه تهدیدهای خارجی به حاشیه رانده شود.
دوم، دخالت ایالات متحده همچنین به نفع تندروهای عراقی است. چارچوب هماهنگی در حال حاضر در دو محور اصلی تقسیم شده است. چنین فشار خارجی در نتایج انتخابات داخلی میتواند بحران اعتدال ایجاد کند، زیرا گروهها برای پیشی گرفتن از یکدیگر برای مشروعیت بخشیدن به ادعاهای حاکمیت و دفاع ملی رقابت میکنند و سازش را دشوار میکند.
سوم، پیامدها فراتر از عراق است. برای ایالات متحده، خطرات زیاد است. آنها شامل منافع حیاتی ایالات متحده در عراق، تهدید به معکوس کردن چندین دهه سرمایهگذاری استراتژیک در حمایت از انتخابات، همکاری در مبارزه با تروریسم و کاهش تجارت غیرقانونی، تقویت نقش عراق در میانجیگری و ثبات منطقهای، و دوام بلندمدت دولت میشوند.
در نهایت، ایالات متحده از تأکید بر احترام به حاکمیت و نهادهای عراق، جشن انتقال مسالمت آمیز قدرت، در حالی که به طور خصوصی رهبران را به دلیل عدم برآورده کردن نگرانی های مشروع واشنگتن پاسخگو می داند، سود می برد. این امر با توجه به اینکه تصور عموم مردم عراق از ایالات متحده به عنوان یک شریک قابل اعتماد در سالهای اخیر کاهش یافته است بسیار مهم است. آنچه به عنوان مداخله در انتخابات تلقی می شود، تنها این باور را تقویت می کند که حاکمیت عراق و نتایج انتخابات به منافع ایالات متحده وابسته است. چنین مخاطرات دیپلماتیک پیامدهای زیانباری در کوتاه مدت و بلندمدت دارد زیرا عمق استراتژیک آمریکا را در کشوری که احتمالاً مخاطرهآمیزترین اما مهمترین موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک را در روابط خود با ترکیه، ایران، سوریه و کشورهای عربی خلیج فارس دارد، از بین میبرد.
راههای ممکن برای خروج از بحران
به خوبی شناخته شده است که مالکی و ترامپ هر دو شخصیت قوی دارند و بنابراین بعید به نظر می رسد که هر یک از آنها عقب نشینی کنند. اما هنوز راه هایی برای خروج از بحران وجود دارد. یکی از راه های آشکار این است که مالکی از نامزدی خود کناره گیری کند. این امر در این مرحله دشوار است، اگرچه شاید اگر او با چیزی که عمیقاً به آن اهمیت می دهد، جبران شود، مانند ریاست چارچوب هماهنگی، ممکن است. از نظر تاریخی، داخلی رقابتها درون بدن مانع از توافق بر سر رهبری شده است.
راه حل دیگر این است که چارچوب هماهنگی با نامزدی مالکی به عنوان اقدامی برای حفظ چهره ادامه یابد، اما در پشت صحنه با بلوک های سنی و کرد موافقت کنید که یا در جلسه رای گیری در مجلس حاضر نشوند یا در رای گیری مخفی به او رای دهند.
راه سوم نیز یک اقدام برای حفظ چهره است. این شامل پیشبرد نامزدی مالکی تا تأیید او در پارلمان به عنوان نخست وزیر منتخب است، اما او را در تلاش برای تشکیل دولت به بن بست می اندازد. این اولین باری نیست که یک نامزد نخست وزیر در مهلت 30 روزه قانون اساسی موفق به تشکیل دولت نمی شود. در سال 2020، محمد توفیق علاوی و عدنان الزرفی هر دو نتوانستند قبل از مهلت مقرر دولت تشکیل دهند و مجبور به عقب نشینی شدند. با این حال، جایگزینی نامزدها، به دنبال فشار خارجی عمومی، روند تشکیل دولت عراق را در معرض نفوذ خارجی قرار می دهد. در حالی که کنار گذاشتن مالکی ممکن است اکنون ترامپ را مماشات کند، اما در درازمدت، ناگزیر ایمان و اعتبار مردم عراق به روند انتخابات را تضعیف خواهد کرد — آزمون تورنسل حیاتی برای دموکراسی نوپای عراق — به ویژه با توجه به اینکه این تنها کشور در خاورمیانه است که انتخابات منظمی را برگزار می کند که توسط ناظران بین المللی آزاد و منصفانه تلقی می شود.
یاسر کوتی یک دکترا است. دانشجوی رشته علوم سیاسی در دانشگاه بوستون، با تمرکز ویژه بر سیاست خاورمیانه و سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده. وی از سال 2018 تا 2024 به عنوان مشاور ارشد سیاسی در بغداد خدمت کرد.
شمیران ماکو استادیار روابط بینالملل و علوم سیاسی در دانشکده مطالعات جهانی پاردی در دانشگاه بوستون و پژوهشگر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه براندیس است.
تصویر: زهیر سیدانلو از طریق ویکیمدیا کامانز




